طرف مذاکره غرب با ایران دیگر جمهوری اسلامی نیست


اسم جوان ديگري كه در جريان اعتراضات مردم ايران بدست نيروهاي سركوبگر كشته شده دريافت شد. محمد كامراني جوان 18 ساله اي كه جمعه گذشته قرار بود در كنكور پزشكي دانشگاه آزاد ايران شركت كند روز 18 تير مجروح و دستگير و به زندان منتقل شد اما بدليل شدت جراحاتش او را به بيمارستان بردند و در تاريخ 25 تير در بيمارستان بر اثر جراحات درگذشت. اخيرا يك پزشك ايراني بدون ذكر نامش گفت كه تاکنون به دلايل مختلف نخواسته‌ يا نتوانسته‌ فجايعی را که به چشم خود ديده‌ است، نقل کند. ولی اينک پس از گذشت چند هفته، تصميم گرفته به هر قيمت گوشه‌ای از فجايع تلخی را که شاهد آن بوده‌ است بيان كند. وي ميگويد: ” من يک پزشک هستم و شخصا از داخل آمبولانس شاهد بودم که در مقابل ايستگاه متروی نواب، از پشت‌بام مسجد لولاگر چند نفر بسيجی با اسلحه کلاشينکف و ژ3 بصورت مستقيم به مردم تيراندازی می‌کردند و خود شخصا ديدم مغز پسری جوان را که روی سکوهای سياه ‌رنگ مقابل مترو پخش شده بود....من خود شخصا از داخل بيمارستان امام خمينی و از پشت نرده‌ها ديدم که - در حالی که در همه ‌جای دنيا گلوله‌های گاز اشک‌آور هوايی يا منحنی زده می‌شود - در اينجا در ميدان توحيد و در فاصله چند متری من، جوانی در اثر اصابت مستقيم و هدف‌گيری شده‌ی گلوله بزرگ و داغ گاز اشک‌آور و اصابت آن به گردنش، خون از گلويش فواره زد و درجا بر روی زمين افتاد و کشته شد..... من خود در خيابان جمالزاده از داخل يک آمبولانس شاهد بودم که بسيجی‌های موتورسوار چگونه با زنجيرهايی که در دست داشتند، از پشت بر کمر پسران و دختران می‌زدند، و ديدم که چگونه دختری پس از ضربه‌ی شديد و وحشيانه‌ی زنجير يک بسيجی موتورسوار بر کمرش، از شدت درد ناله‌ای سر داد و با صورت بر روی آسفالت افتاد..... زن جوان باردار سه ماهه‌ای آنچنان باتوم برقی با شدت بر سرش خورد که دچار ضربه مغزی شد و پس از يک هفته در کما بودن، در نهايت به همراه جنين خود درگذشت.”. اين پزشك مي افزايد بعضی از مردم فکر می‌کنند که کشته‌شدگان فقط ندا و چند نفری هستند که از پشت دوربين‌ها ديده شده‌اند و جنايت‌ها فقط همان‌ها بوده است که در صفحه‌های تلويزيون‌ها و اينترنت ديده‌اند در حاليكه وحشيگريهاي اين چند هفته بسا فراتر از اين بوده است.

با جنايات چند هفته گذشته اقيانوسي از خون كه بين مردم ايران و اين رژيم وجود دارد عميق تر شده است. امروز خامنه اي نيز بخوبي دريافته است كه شرايط ديگر به عقب برنميگردد. وي روز 20 ژوئيه در جمع شماري از سركردگان رژيم در حاليكه تعميق شكاف و بحران درون رژيم را توصيف ميكرد نسبت به سقوط رژيم هشدار داد و در حاليكه به وضوح رفسنجاني را مخاطب قرار داده بود گفت: «هر فردي با هر عنوان و موقعيتي اگر بخواهد جامعه را به سمت نا امني سوق دهد, از نظر عموم ملت ايران, انسان منفوري است». وي افزود: « نخبگان, سر جلسه امتحانند, امتحان عظيمي است, در امتحان مردود شدن فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم, سقوط است....».

واقعيت كنوني جامعه ايران اين است كه به سمت سرنگون كردن رژيمي كه طي 30 سال آنرا به بند كشيده با سرعتي خيره كننده پيش ميرود. اما سران و دولتمردان كشورهاي غربي همپاي مردم ايران حركت نميكنند و چشم خود را به واقعيتهاي آن آنطور كه بايد نميگشايند. روزنامه كيهان (وابسته به خامنه اي) در تاريخ 27 تير در مقاله اي با خشنودي اظهارات برژينسكي مشاور امنيت ملي رئيس جمهور اسبق آمريكا را در جمع پژوهشگران ”مركز مطالعاتي رند“, به اين شكل نقل ميكند: ”اقداماتي كه دولت آمريكا براي براندازي دولت ايران انجام مي دهد قابل دفاع نيست و مساله مذاكره با ايران را مشكل تر مي كند”.

آقاي برژينسكي به اين عنايت ندارد كه آن كسي كه امروز در پي براندازي رژيم ديكتاتوري ايران ميباشد نه دولت آمريكا بلكه مردم ايران هستند. آيا با اينحال آقاي برژينسكي قيام مردم ايران را غيرقابل دفاع ميداند؟ اين حرف كاملا درست است كه قيام مردم ايران مساله مذاكره غرب با رژيم ايران را مشكل تر ميكند اما آيا انتظار داريد كه مردم ايران براي بدست آوردن آزادي خودشان فقط به اين دليل كه آمريكا ميخواهد با رژيم كنوني مذاكره كند نجنگند و همچنان به سركوب توسط چنين رژيم ديكتاتوري تن بدهند؟

وزير خارجه آمريكا, خانم كلينتون در سخنراني خود در باره سياست خارجي در شوراي روابط خارجي در تاريخ 27 تير گفت: ”ما همچنين اهميت پيشنهاد تعامل با ايران و دادن يك انتخاب روشن به رهبران آن را فهم ميكنيم: يا به عنوان يك عضو محترم به جامعه جهاني بپيونديد يا مسير نزولي به سمت انزواي بيشتر را ادامه بدهيد”.

اظهاراتي از اين قبيل يك واقعيت را ناديده ميگيرد و آن اين است كه از 12 ژوئن به بعد ايران وارد فاز كيفا متفاوتي شده كه ديگر سياست خارجي نسبت به آنرا نه خواست و عملكرد رژيم حاكم بلكه قيام مردم ايران تعيين ميكند. تا ديروز غرب مردم ايران و احساسشان نسبت به اين رژيم را مطلقا در تعيين سياست خارجي خود نسبت به ايران در نظر نميگرفت و البته اين اشتباه بزرگ آن بود اما امروز اگر غرب ميخواهد در جاده اي با ثبات قدم بردارد بايد به مردم ايران و خواست آنها چشم بدوزد وگرنه قطعا ضرر خواهد كرد. مردم ايران ميگويند ما اصلا نميخواهيم كه شما به اين رژيم فرجه اي بدهيد كه بعنوان يك عضو محترم به جامعه جهاني بپيوندد. ما ميخواهيم با اين رژيم نه مذاكره كنيد و نه حتي مينيمم رابطه ديپلماتيك و تجاري را برقرار كنيد بلكه او را كاملا طرد و تحريم كنيد همانچنانكه مردم ايران امروز حتي به قيمت خونشان اين كار را كرده اند.

هر كس كه اين رژيم را تحريم نكند و بخواهد بهر شكل رابطه با آنرا ادامه دهد خود توسط مردم ايران تحريم خواهد شد. شركت زيمنس و نوكيا يك نمونه بسيار روشن است. شرکت آلماني زيمنس در آستانه‌ي از دست‌دادن قرارداد 300 ميليون دلاري با شركت ترابري اصلي در لس آنجلس براي ساختن 100 واگن مترو قرار دارد چرا كه اين شرکت به همراه شريک تجاري فنلاندي خود، نوکيا، در سال ۲۰۰۸ تازه‌ترين فن‌آوري کنترل ارتباطات را در اختيار رژيم ايران گذاشته‌اند كه امروز بوضوح توسط رژيم بر عليه قيام مردم ايران بكار گرفته ميشود. انتقاداتي كه متوجه اين دو شركت است آنان را در افكار عمومي ايران و جهان منفور كرده است بحدي كه امروز در ايران مردم از خريد تلفنهاي نوكيا خودداري ميكنند و برخي سياستمداران و فعالين حقوق بشر در آمريكا از شركت ترابري اصلي در لس‌آنجلس كه قرار است در مورد قرارداد فوق تصميم گيري كنند خواسته اند كه قرارداد را به شركت زيمنس واگذار نكنند.

یکشنبه 4 مرداد 1388
26/07/2009

چاپ مطلب